محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
17
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
خردكننده بود و هنوز چند سال از وقوع آن نگذشته بود كه سلطهء موحدين از اندلس برافتاد و شهرهاى اندلس يكى پس از ديگرى به دست مسيحيان افتاد و مسلمانان به محنتهاى دردناك دچار گرديدند . موضوع جهاد در راه خدا و حمايت اندلس از تجاوز مسيحيان ، همواره در پس اين نبردهاى طولانى و مستمر كه ميان مرابطين و موحدين از يكسو و اسپانياى مسيحى از سوى ديگر واقع مىشد ، جاى خاص خود را داشت ، هرچند نمىتوان غريزهء حفظ نفس را ناديده انگاشت . اينان بدون شك براى شركت در جهاد اسلامى و نگهبانى و حمايت سنگرهاى اسلام و حفظ جزيرهء اندلس ، ميراثى كه از فاتحين نخستين براى آنها باقى مانده بود ، مصمم شدند كه از دريا بگذرند و قدم به خاك اسپانيا نهند . همين رغبت باعث آن شد كه در تمام مدتى كه بر روى كار بودند با همسايگان مسيحى خود در كشاكش و جهاد باشند . گاه اين كشاكش جنبهء دفاعى داشت و گاه اينان خود به عزم جهاد به بلاد مسيحىنشين لشكر مىبردند . مثلا خلفاى موحدين بارها سپاه جرار خود را به قصد جهاد بر سر دشمن كشيدند . گويى شعار آنان همواره اين بود : نبرد با مسيحيان در شبه جزيرهء اسپانيا . * * * كشاكش ميان مرابطين و موحدين كه فرمانروايان جديد اندلس بودند ، و زعماى محلى اندلس ، بر سر ملك و قدرت ، امرى طبيعى بود . اين كشاكش كه از عوامل مختلف ديگرى نيز تغذيه مىشد ، محنت واقعى اندلس بود كه بار ديگر از خلال آن چهرهء كريه كشاكشهاى خونين عهد ملوك الطوايف آشكار گرديد ولى ميان اين دو كشاكش فرقى است روشن . در اين كشاكشها مورخ نمىتواند عوامل ملى و ميهنى را ناديده بينگارد و حال آنكه نبردهاى دوران ملوك الطوايف جز اميال شخصى و هواهاى نفسانى و آزمندى عامل ديگرى نداشت . از مسائل درخور ملاحظه يكى اين است كه آتش شورش برضد سلطهء مرابطين در اندلس ، در اواخر دوران فرمانروايى ايشان ، شعلهور گرديد و در همان هنگام در مغرب نيز شورش موحدين آغاز شده بود و سلطه مرابطين